شاید بیشتر از خدا می دانیم...

بسم الله
دارم به خیلی قدیم ها فکر میکنم. وقتی چیزی با اسم "دوران عقد کردگی" وجود نداشت. راستی چه کسی برای اولین بارعقد کرده نشست؟ وآغاز شرعی و قانونی پیوند زناشویی را به رسمیت نشناخت؟ و پای عرف را (با همه ی قوانین من درآوردی اش) به محکم ترین میثاق خداوند باز کرد1؟
میدانم که تاریخچه اش خیلی به عقب برمی گردد.شاید تا اواخر قاجار .چون هر مادربزرگی که سراغ دارم، این دوران را گذرانده است.
یعنی اولین نفر یک پسر بوده که هنوز خانه نداشته ولی نمی خواسته دختر مورد علاقه اش را از دست بدهد؟ یا یک پدر بوده که برای انتقام یا امتحان داماد تحمیلی اش این شرایط را وضع کرده؟ یا یک مادر زن در تب و تاب جمع کردن جهزیه و کابین؟ (نمی گویم شاید کار یک دختر بوده باشد، چون قدیم ترها اصلا وضعیت خودمختاری دختران مجرد بشکل امروزی نبوده است!) شاید هم سرمعضلات اجتماعی مثل جنگ یا کوچ یا ازدواج های سیاسی یا امثالهم پدید آمده. که البته بعید است.
چون این عقدکردگی هرچه بوده و در هر دوره ی تاریخی بوده، به شدت کلاس داشته که اینقدر در بین زنان و به تبع آنان، خانواده ها،همه گیر شده!شاید مثلا سنت و سیره ی ثروتمندان بوده و...
حالا ریشه ی تاریخی اش هرچه بوده باشد... الان چه؟
باید در دوران عقد کردگی چه چیزی احراز بشود؟ کم کاری های خانواده ی دختر در تحقیقات؟ که مثلا یکی می آید بگوید در عقدکردگی پسره شیزوفرنی داشت یا فلان مشکل روانی یا خانوادگی ؟ که بعد هم من بگویم دوران خواستگاری فقط فکر مدل گل و خامه ی شیرینی بودید فقط، که این ایرادات به این بزرگی را ندیدید؟ چه پرسیدید از پسر؟ از دوستان و همسایه ها و همکاران و کسبه ومسجد محله اش...که عیب به این بزرگی هویدا نشد!
چیزی که معلوم است الان این دوران شده محل مانور قدرت خانواده ی دختر و پسر !که مثلا خانواده ی پسر بیشتر کشش بدهد و خانواده ی دختر منع رفت وآمدهای عجیب وضع کند و... حالا این وسط دختر و پسر بیچاره ، که الان زن و شوهراند، فقط باید به اسم تاهل اکتفا کنند و به احترام طرفین سکوت.


بعضی ها که هم یک مدت محرم می مانند و هم یک دوره ی طولانی تر عقد کرده؛که دیگر آدم می ماند: به کدام مذهب است این؟


یا بعضی دیگر، با اینکه در توان پسر هست، نمی گذارند دردوران عقد نفقه ی دختر را بدهد تا تمکین بر دخترشان واجب نشود! اینجا باید گفت به کدام ملت است این؟ +

همین می شود که که با یک طنز نخراشیده یک جا می خوانی:

در خارج پسر و دختر 5 سال با هم اند وبعد زن و شوهر می شوند
در ایران 5 سال زن و شوهر اند و بعد می روند زیر یک سقف




پی نوشت: یک دختر سی وسه ساله می شناسم که نزدیک دو سال است عقد یک پسر سی و چهار ساله نشسته. هرکه گذرش اینجا افتاد دعا کند، زندگی شان از یوق عرف و حرف های خلق خدا در بیاید و به حکم و حلال خدا برسند.



1. أَخَذْنَ مِنْکُمْ میثاقاً غَلیظاً / سوره نساء.21

/ 1 نظر / 17 بازدید
الی

دختر یکی از اقواممون که 5-6 ماهی دوران " عقد کردگی " را سپری کرده بود و بالاخره به زیر یک سقف رفتند توی یک دور همی می گفت اینقدر که توی این شش ماه عذاب کشیدم از بی پولی هیچ وقت نکشیدم خجالت می کشیدم به شوهرم بگم " من که 24 ساعت کنار توام چرا یک بار نمی پرسی پول توی کیفت هست؟ " همه جور بهره ای هم که از هم می بردیم ... از طرفی خجالت می کشیدم به بابام بگم بابا کیف پولم خالیه .... این ازدواج های سنتی این روزها غلط ترین شیوه ازدواج اند و هنوز هیشکی نمی خواد بپذیره .... حتی دختر و پسر های جوون !!!! مگه برای خرید یک جهیزیه چقد زمان لازمه که هیچ خانواده دختری راضی به کمتر از یک سال نمی شه ...؟؟!! چقد حرف نگفته داره ....