وقتی حداکثر های گذشته ات حداقل های امروزت میشوند یعنی همه چیز خوب است

بنظرم رشد یعنی ارتقاء حداقل هات

مثلا من قبلا ها وقتی حسابی سیم هام قاطی میکرد و بی حوصله بودم، بخودم میگفتم حداقل بلند شو حال و پذیرایی را مرتب کن ! حالا در پکرترین حالت، حداقل ها شده تمیزی تمام خانه و شستن ظرف ها و پختن غذا و گردگیری! 

قبلا در دو دو تا چهارتای خودم دختر گلی بودم اگر نمازم قضا نمیشد، اما حالا اول وقت خواندن جز بدیهیات است،هیچ، با خودم جر و بحث دارم که اگر نافله های شب را نمیخوانی لااقل نافله های روز را بخوان!

در دوران دانشجویی حداکثر توقعم از نمرات زبان پاس کردن شان بود، حالا می نشینم در مهمانی ها بحث می کنم که آدم باید حداقل دو زبان بیگانه را در حد Advance مسلط باشد!

خلاصه با تنظیم حداقل ها و حداکثرها، و مقایسه زمان حال و گذشته شان، میشود یک نمودار دقیق از رشد در زندگی را رسم کرد.

و فهمید آدم در چه فاکتورهایی دارد یک عمر درجا میزند. 

باید یک روز بیاید که حداقل من در ورزش روزانه یک تکان اساسی بخورد...

/ 0 نظر / 20 بازدید