جلوات الهی(3)

گرفته مقتلم بوی گل یاس مدینه
دلم با هر تپش یا فاطمه گوید به سینه
لب آب روانم،و لیکن تشنه کامم، به زهرا میزبانم
"ابوفاضل، ابوفاضل، ابوفاضل، ابالفضل..."
وضوی خون گرفتم زائر دخت رسولم
نموده حضرت زهرا به فرزندی قبولم
به حال اضطرابم، خجال از شرط آبم، پسر کرده خطابم
"ابوفاضل، ابوفاضل، ابوفاضل، ابالفضل..."

 

عبدالرضا هلالی/ محرم83

+ بشنوید

/ 0 نظر / 19 بازدید