زن دوم

نامه ای به وبلاگ هم و ازواجهم

(نقدم و نقد کنید این نقد و نظراتشم بخونین)

سلام. وبلاگت و خوندم. بیشتر آرشیو و البته داستان زندگیت و. تو دختر عجیبی هستی. این حرف و بخاطر زن دوم بودنت یا اینکه هوو داری یا هووی یکی دیگه شدی نمیگم.در عجبم در این همه تناقض های ریز ولی مهم توی رفتارهات، نوشته هات و عقایدت و زندگیت. آدم به قصه ی زندگیت که نگاه میکنه اول بنظرش یه بنای کارشده و استوار میاد ولی دقیق که میشه می بینه بعضی جاهاش آجرها با نخ بهم وصلن!


تو به همه ی جای وبلاگت مظاهر مذهبی آویزون کردی : آیات و روایات و زیارت حضرت زینب و... ولی از روش و منشت مشخصه تو اصلا آدم مذهبی ای نیستی. دختر مذهبی با همکارش دوست نمیشه باهاش چت نمیکنه سوار ماشین نامحرم نمیشه. دختر مذهبی میدونه بدونه اذن پدر صیغه ی محرمیتی برای دختر باکره جاری نمیشه.(مگر اینکه اون محرمیتی که یه مدت بین شما بوده با اذن پدر مرحومت بوده ، یا تو از احکام بکارت مبرّا،که اگر اینجوریه ازینجا به بعد این نامه رو نخون)دختر مذهبی دست تو دست همکارش راه رفتن را هم به اندازه ی طلا انداختن مرد حرام میدونه.دختر مذهبی closerنمیبینه چون از آنونس فیلم معلومه موضوع و محتواش چیه.به طور خلاصه تر دختر مذهبی عنصری کلیدی تو وجودش داره به اسم حیا در برابر نامحرم که در تو و نوشته هات نیست. یکی از این دوتا رفتار متناقص دروغه که من حدس میزنم اولیش باشه.


خانواده ات هم عجیب تر از خودت.خانواده ای که با علم به اینکه دخترشون درگیر یه مرد متاهله تن به ازدواجش میدن بعید میدونم اصول الهی عرفانی خاصی مبنای این حرکتشون باشه.بگذریم اون دایی ها و خواهر و شوهر خواهر و برادر موصوف به غیرت در اون صحنه کجا تشریف داشتن.خانواده ای که میگی تو سطح اجتماعی خوبی هستن ولی با یه دستخط ! قانع میشن که هوسی در کار نیست و هرچی این بین هست  عشق است و تعهد.به دلیلی که نمیدونم چرا یه حس دلسوزی به مادرتون دارم. البته بازهم به  تناقض میخورم وقتی میبنم ماحصل  تربیت مادرزن اولی همسرت، شده زنی که کولی بازی در میاره و ماحصل مادر زن دومش، شده زنی که دوستی با یه مرد متاهل کاملابراش عادی و حل شده است

(تنها کسی که تمام رفتارش بنظرم طبیعی اومد همین آقای دارا بود: درست مثل همه ی مردای دیگه. یعنی هر مرد دیگه ای بود مثل او رفتار می کرد .بدون هیچگونه تخطی و تفاوت.واضح و قابل پیش بینی.)


من حس خاصی به زن دوم یا چندم بودن تو ندارم. فقط میخواستم تذکر بدم حکم تعدد زوجات در اسلام بخاطر پوشاندن لباس شرعی،به تن دوست دختر دوست پسر بازی امثال  پری ها و داراها نیست. فقط میخواستم تذکر بدم قرآن و کربلا و  سید بودن دال بر مسلمون بودن کسی نیست حتی!


من ادعای شیعه صدیق بودن ندارم.اما دلم به درد اومد از این استفاده ی ابزاری از دیانت. میدونی خدا به کسایی که از دین و احکامش فقط بعضی هاشو قبول دارن و مراعات میکنن چه وعده ای داده؟


تعجب ها به همینجا ختم نمیشه وقتی می بینم  که زن اول و همواره به رگبار اوصاف  بی مسئولیتی و بی تدبیری و کولی بازی میگیری و مقصر تمام این جریانات معرفیش میکنی و دائما اظهار میکنی که مادر خوبی نیست. ولی باید یه بار دیگه از اول آرشیوت و بخونی تا قیافه ی به تصویر کشیده شده ی خود و همسرتم ببینی. همسرت که در اکثر موارد پریشان و غمگین و تحت فشاره.داغون.له. (البته مواقعی که باهات تنهاست فاکتور گرفته شده) خودتم همه ش در حالت انزجار از زن اول به سر می بری. شاید گاهی ازش ناراحت باشی گاهی بی تفاوت ولی حالتی که در تو ثابته انزجاره. خلاصه اگر فکر میکنی فرزندت از تنش های پیدا و پنهان مادرش در سلامت روانی بزرگ میشه ، فکرت به اندازه ا ی مسخره است که پذیرش خواستگار اولت درگزینش دانشگاه امام صادق !


ماجرای شما و همسرتون مبنای غلطی داشت ولی با روش درستی ادامه پیدا کرد و ماجرای زن اول مبنای درستی داشت ولی روشی غلط.اون باری به منزل میرسه که هم در مبدا و هم در مسیر و هم در مقصد درست باشه. غیر ازاین نمیشه. تو توی مسیر  متفاوت زندگیت، وقتی به جاده کناری نگا میکنی می بینی از زن اول جلوتری(و کلی هم کیف میکنی)و این باعث میشه متوجه نشی که هر دوتون به یه اندازه از مقصداصلی، یعنی آرامش در زندگی، دورید.


این وبلاگ پر طرفدار و پر بیننده است.چون عنوان و موضوع، احساسات و دغدغه های زنانه رو قلقلک میده.تو می نویسی چون تنهایی و به توجه احتیاج داری. چون اینهمه افکار و احساسات به زن اول باید یه جا خالی بشه.باور کن بدون نمایش های اسلامی مذهبی هم تمام این اتفاقات میفته.دغدغه ی من اینه که کسایی که احساساتشون تحریک میشه و با خوندن وبلاگت احساس خطر میکنن فکر کنن تو آدم مذهبی ای هستی و متدین ها هم مثل تو به قضیه تعدد زوجات نگا میکنن.به قول خودت خیلی ها میان برات فحش و ناسزا می نویسن و تو اصلا در وظفیه ی خودت نمیدونی در قبال این آیات و روایات و نمادهای مذهبی وبلاگت به اونها توضیحی درباره نظر اسلام بدی.من از وجود زنان بالقوه دوم در جامعه احساس خطر نمیکنم ، بنظر من اینکه کسی وبلاگ تو رو بخونه و نظام حقوق زن در اسلام و نخونده باشه خطرناک تره.



/ 2 نظر / 11 بازدید
نفر اول

میدونی همه ادما دارن برای خودشون یه جور کلا شرعی سر کارایی که می کنن میذارن نباید بهش ههمیت بدیم اگه بخواهیم توش ریز بشیم دیگه هیچی باید راه بیفتیم تو خیابون به ملت بگیمچی کار کنن ولی این کسی که افکارشوراهت برای دیگران بازگو میکنه شک ندارم ریگی به کفشش هست .اینم که که میاد کلا شرعی میذاره برای کاراش اثبات میکنه که خودشمشکل داره .

ستاره سهیل

سلام رفتم تو وبلاک مذکور فقط پست اخر رو خوندم به نظرم همون یه پست کفایت میکنه برای شناخت فقط میتونم بگم قلبم گرفت اصل تعدد زوجات برای من حل شده س اما اینکه یه خانم رسما بیاد زندگی یه خانواده رو به هم بزنه همه ش هم همسر اول رو بداخلاقی و انرژی منفی بودن و روانی بودن متهم کنه واقعا اذیتم کرد حتی اگر راست هم باشه امیدوارم اگه شوهرش رفت سراغ زن سوم این خانم حاضر باشه رو حرفاش بمونه!